من بزرگ شدم؟
شبها موقع خوابیدن کلی با هم حرف میزنیم. از همه جا و همه چیز. کارهایی که کردیم. قصه ای که خوندیم.کارتونهایی که دیدیم،ولی یه چیزی همیشه تو حرفهامون تکرار میشه. اونم اینه که مامان من بزرگ شدم؟ یا پس من کی بزرگ میشم؟ اولین بار که این سوالها رو پرسیدی، کلی ذوقیدم و گفتم بله مامان بزرگ شدی، اندازه فندق بودی حالا بزرگ شدی، کلی توضیح و تفصیل واست دادم. خوب گوش کردی و بعد در کمال آرامش برگشتی بهم گفتی: پس بُزُگ شدم میتونم لاپشتهای نینا ببینیم،میتونم سونیک ببینم ، میتونی تصور کنی که قیافه من چطور شده بود اون موقع سریع خودم رو جمع و جور کردم و گفتم بزرگ شدی ولی نه اونقدری که بتونی این کارتونها رو ببینی. چون واسه سنت مناسب نیست. گفتی: پس بُزُگ نشدم؟...







