یسنایسنا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

یه دنیا یه یسنا

بی توجهی فعال!

یکی دو روزه کتاب جدیدم به دستم رسیده "sosبرای والدین" . کتاب خوبیه و خیلی چیزها رو میشه ازش یاد گرفت و به کار برد.مامان نیروانا بهم معرفی کرد و الحق که چقدر کاربردیه. دیشب داشتم در مورد بی توجهی فعال میخوندم و راههای کاربردش واسه رفتار با شما!! امروز وقتی یکی دوبار نق نق کردی از روش بی توجهی فعال استفاده کردم و الحق خوب جواب داد وقتی که داشتی نق نق میکردی که اینو میخوام و اونو میخوام سرم رو گرم کردم به تقویم روی میز و بالا و پایینش میکردم تا خودت آروم شدی. دفعه سوم که باز شروع کردی به نق نق کردن و من بهت بی توجهی کردم خودمو با تلویزیون مشغول کردم.  تقویم به دست اومدی طرفم و گفتی: مامان نه باید اینو ببینی!!!!!!!!!!!! آخه من از دست تو...
11 مهر 1391

تمام حرف من این است

ببخش عزیزم!! من هم یکی ام مثل بقیه آدمها!!! کامل نیستم ولی مادرم!!! تمام عصبانیتت رو سر من خالی کن دلگیر میشم ولی به دل نمیگیرم... سرت داد میزنم ولی درونم آشوبه... طاقت دیدن اشکهات رو ندارم ولی مجبورم... تمام سعی ام آرامش توست ولی من هم گاهی کم میارم... ببخش عزیزکم... ببخش!
9 مهر 1391

صدای نفسم2

سلام مامانی فعلا یاد گرفتم که صدات رو چطور آپلود کنم خوشم اومده تند تند صدات رو میذارم. دو تاشعر خوندی البته بماند که چقدر نازت رو کشیدم تا این دوتا رو خوندی. همیشه در حال شعر خوندنی ولی تا میخوام صدات رو ماندگار کنم فرار میکنی و میگی نمیتونم!!!!!!!!لحن شعر خوندنت توی شعر با شیر آب بازی نکن معلومه که داری با اکراه میخونی!!! این هم بماند ماندگار و یادگار...     ساخت كد آهنگ ساخت كد موزیک آنلاین ساخت كد آهنگ ساخت كد موزیک آنلاین ...
1 مهر 1391

صدای نفسم

چند وقتی بود که دلم میخواست صدات رو هم تو این خونه داشته باشم ولی متأسفانه وقت نمیشد. الان خوشحالم که امشب وقت کردم و این کار رو واست انجام دادم میدونی شنیدن صدات بهم انرژی میده. این شعر رو خیلی دوست داری و من هم همینطور. تو حوض خونه ما رو میخونی کامل و بدون وقفه.   ساخت كد آهنگ ساخت كد موزیک آنلاین ...
29 شهريور 1391

دنیای ماشینی دخترم

سرگرمی این روزهات شده ماشین و ماشین بازی و درست کردن پارکینگ ماشین. تعجب نکن مامانی خودتو میگم نه پسر همسایه. یه علاقه عجیبی به ماشین پیدا کردی گل من. باید بگم که اسم بعضی از ماشینها رو هم بلدی. ماشینهایی که دوست و آشناها دارن رو میشناسی و تو خیابون اسمشون رو میگی. اینقدر بامزه میگی که همون موقع من و بابا کلی قربون صدقه ات میریم. آخه به پژو میگی کشو!! تو خونه هر روز چند ساعتی درگیر ماشینهات هستی. عاشق اینی که بشینیم و با لگوهات پارکینگ ماشین(به قول خودت ماشین پارکینگ) درست کنیم و بعد یکی از آدمکهای لگویی رو بذاریم دم در ورودی پارکینگ و  اون آقای پارکینگی از ماشینهات پول بگیره تا بذاره برن توی پارکینگ. اگه بگم روزی 10 بار ما اینکار...
28 شهريور 1391

دلتنگت شدم

دیروز یه بعد از ظهر متفاوت بود برای من. چندساعتی باهات نبودم و ندیدم که چکار میکنی. مطب دکتر نشسته بودم و به تو و بابا فکر میکردم. میدونستم که بهت داره خوش میگذره ولی چرا دل تو دلم نبود. از ماشین که پیاده شدم پشت سرم گریه کردی با اینکه از قبل واست توضیح داده بودم که جایی میرم که نمیتونم تو رو با خودم ببرم و تو خیلی منطقی نگاهم کردی گفتی میخوای بری دکتر خوب بشی من هم در جوابت گفتم بله. باز نگاهم کردی و گفتی مامان که خوبه بیبین دماغت نمیاد!! هتیشی نمیکنی!!! با اینحال وقتی از ماشین پیاده شدم گریه کردی. میدونستم که گریه ات خیلی طولانی نمیشه و بابا سرگرمت میکنه. مطمین بودم ولی با اینحال باز هم بعد چنددقیقه از بابا احوالت رو پرسیدم و جواب همونی...
28 شهريور 1391

یک ساله شدیم

عسل بانوی من! وقتی به دنیا اومدی تصمیم گرفتم خاطرات بزرگ شدن و قد کشیدنت رو واست بنویسم. آخه همیشه از اطرافیان شنیده بودم که تا چشم به هم بزنی میبینی جگر گوشه ات بزرگ شده و چیزی از بچگیش یادت نمیمونه. واسه همین همیشه توی یه دفتر واست مینوشتم. ولی خیلی مختصر تازه اصلا منظم هم نمینوشتم. تا اینکه تیر ماه پارسال تصمیم گرفتم واست وبلاگ درست کنم. البته قبل از به دنیا اومدنت یه بار اینکار رو کردم ولی خوب اون موقع وضعیت اینترنت خیلی بدتر از الان بود.چیزی که شما بچه های نسل جدید هیچ وقت درکش نمیکنین: اینترنت dial up!!!! وحشتناک بود. صدای مودم و قطع و وصل شدنهاش و خلاصه اونقدر بد بود که عطایش رو به لقایش میبخشیدی و میرفتی دنبال زندگیت. وقتی دیگه ای...
22 شهريور 1391